شيخ راضى آل ياسين ( مترجم : السيد الخامنئي )
65
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي )
بيناى كار تو است و عنقريب بر او وارد خواهى شد و خواهى دانست كه پايان كار به سود كيست ! ! » « 1 » . ( 1 ) چنان كه مىبينيد ، امام حسن عليه السلام شگفتى خود را از دستاندازى غاصبانهى معاويه به مسند خلافت ، دنبالهى شگفتىاش از رفتار غاصبان نخستين ، قرار مىدهد و آن دو را با « فاء عطف » به يكديگر منصل و مربوط مىسازد و از اينجا است كه ارتباط اين دو قضيه آشكار مىشود و نيز حقايق ديگرى - مربوط به اين دو برادر يا مربوط به پدر و مادرشان و يا مربوط به حقوق عمومى - روشن مىگردد . ما اكنون چون نمىخواهيم از آن بحثها - جز آنچه را كه با متن موضوع ما ارتباط كامل دارد - بيان كنيم ، از ورود در اين مقولهها خوددارى مينمائيم . ( 2 ) ترديد نيست كه آن تردستى سياسى جالب كه پس از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در چند لحظه ، موقعيت را برد - همان كه يكى از بزرگترين بازيگرانش آن را « فلته » ( يعنى غير منتظره ) ناميد و معاويه بعدها نام « بر كندن حق و نافرمانى امر « 2 » » بر آن نهاد - با موفقيت سريعش نشان
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغه . ابن ابى الحديد ( ج 4 ص 12 ) . ( 2 ) اين مطلب به صراحت در نامهئى كه معاويه براى محمد بن ابى بكر فرستاد ، ذكر شده است وى در آن نامه خطاب به پسر ابو بكر مىنويسد : « پدر تو و فاروقش اولين كسانى بودند كه او را - يعنى على عليه السلام را - از حقش بازداشتند و با او سر مخالفت گرفتند ؛ در اين كار هر دو يك سخن و همداستان شده